بطری نوشابه و......
امیرعباس نازم امشب ٢٢آذر ماه سر میز شام بودیم که یک دفعه متوجه شدیم به خاطر بطری نوشابه با روروک به طرف جلو اومدی و برای گرفتنش کلی دست و پا میزدی. من وبابا رضا خیلی خیلی خوشحال شدیم و خدا رو شکر کردیم.چون اولین باری بود که به طرف جلو قدم بر می داشتی. ...
نویسنده :
مامان امیرعباس
13:45


